ماكسيما
باباش تازه يك ماشين ماكسيما براش خريده بود پريدوباباش رو بوسيد گفت بابا همين الان برم باهاش يك دوري بزنم؟ باباش گفت دخترم الان شب تاريكه بگذار فردا صبح ...گفت بابا قول ميدم آروم برونم فقط 20 دقيقه زود برميگردم ..باباش گفت باشه برو دخترم ولي مواضب باش...داشت تو اتوبان به طرف شمال شهر ميروند وازجنگلهاي اطراف لويزان داشت ميگذشت يكدفعه يك ماشين محكم به بدنه ماشينش كوبوند باعث انحراف ماشين به طرف خاكي شد ...خيلي ناراحت شد ميخواست سر طرف فرياد بزند وقتي كنار جاده وايساد وبا عصبانيت پياده شد و بهطرف ماشيني كه بهش زده بود رفت ناگهان از ترس خشكش زد ...5نفر يكدفعه از ماشين پياده شدند تمام تنش لرزيد به سرعت به طرف ماشينش برگشت تا فرار كند قبل از اينكه به ماشين برسد گرفتندش و به زور سوار صندلي عقب ماشين خودشون كه يك بنز بسيار قديمي بودكردند و قبل از اينكه بتونه داد و فرياد بكنه با ضربه اي به سرش گيج شد اونها رو صندلي خوابوندش و روش نشستند به طوري كه اصلا نميتونست حركتي بكنه...داشتند با هم حرف ميزدند كه صداشونو شنيد... يكي از مردها ميگفت ماشينش رو همين امشب ميفروشيم چون كارت ماشين داره خودش رو هم ميگاييم و ترتيبشو ميديم از اون مايه دارهاست فقط پالتو پوستش 400 هزار تومن مي ارزه...دخترك بي حال شده بود يك لحظه احساس كرد ماشين ايستاد درب ماشين باز شد و اونها پياده شدند دور و اطرافش رو كه نگاه كرد ديد كه جنگله به زور به طرف يك كلبه خرابه بردنش و يكي از مردها اونو به داخل كلبه هل داد بعد گفت زود باش لباساتو در بيار دخترك شروع به داد و بيداد كرد ولي مرد بيتفاوت گفت اينجا هيچكس صداتو نميشنوه يك كابل فلزي كه گوشه كلبه بود برداشت محكم به شونه دخترك كوبيد از درد نفسش بند اومد دومين ضربه به پشتش خورد محكم روي زمين افتاد مرد لگد محكمي به كونش كوبيد وجيغي زد و شروع به ناليدن كرد مرد گفت زود باش لباساتو در بيار مگر نه بازم كتك ميخوري بعد موهاشو گرفت و بلندش كرد احساس كرد شانه اش گرم شده دستش رو به شانه اش ماليد خوني شد...شروع به دراوردن لباساش كرد اول پالتوشو بعد شلواروبلوزش رو دراوردوبي حركت وايساد داشت از حال ميرفت مرد گفت همه لباساتو بعد سيلي محكمي به دخترك زد و شرت و سوتين دختر را جر داد ...
www.unxl.org
به طرف در كلبه رفت و بازش كرد و گفت رستم آقا رامش كردم آمادست!مرد هيكلي و سياه ظاهري با سبيلهاي كلفت و صورت نتراشيده وارد شد گفت معلومه از اون بچه مايه داراهستي خودت هم مثل ماشينت با حال هستي يا نه؟؟! مردي كه كتكش زده بود گفت رستم آقا نميدونيد چه كون كفلي داره وقتي بهش لگد زدم انگار كفشم به كوه گوشت زده باشم تكون ميخورد...رستم گفت بسه برو بيرون بعدا صدات ميكنم مرد بيرون رفت و رستم شلوارشو تا زانو پايين كشيد كير سياه وزمختش مثل خرطوم فيل بيرون افتاد تنش اونقدر مو داشت كه پوست سياهش ديده نميشد موهاي دور كيرش و تخمهاش خيلي بلند بودند و كيرش بوي تعفن ميداد گفت بخورش حسابي ساك بزن دو تا سيلي محكم به دخترك زد و سر دخترك رو گرفت به سمت كيرش هدايت كرد ضربه اي محكم به شانه مجروح دخترك زد و كيرشو به زور به داخل دهن دختر بردبوي بسيار بدي تمام نفس دختر را پر كرده بود موهاي اطراف كير را زير زبونش حس ميكرد و كير مرد تو دهنش داشت بلند ميشد مرد حركات سر دختر را با دستش هماهنگ مي كرد و دست ديگرش را به سمت كون دختر برد انگشتش را خشك داخل سوراخ كون دختر كرد و گفت اين پسره راست ميگه عجب دنبه اي داري من دنبه خيلي دوست دارم اينو گفت و دو تا انگشتو با هم وارد كون دختر كرد دختر از درد ناله اي كرد مرد گفت هنوز نالهات مونده...كيرشواز دهن دخترك بيرون كشيد دخترك رو به پهلو خوابوند يكي از پاهاي دختر رو روي شونش گذاشت و پاهاشو از هم باز كرد و كيرشو به زور داخل كون دختر كرد دخترك فريادي كشيد مرد كيرشو بيرون آورد و به زور داخل كس دخترك كرد پرده دخترك پارخ شد و خون از بين پاهاش سرازير شد مرد گفت جووون عجب كس تنگي دوبره كيرشو بيرون كشيد و تو كون دخترك فرو كرد و وقتي داشت آمدوشد ميكرد پستونهاي دختر را تو مشتهاش گرفته بود و شروع به گاز گرفتن از پستونهاش كرد كارش كه تموم شد رفت و به افرادش گفت كه بيان اونها هم اومدن وبه دخترك حمله ور شدن بعد هم كه كارشون تموم شد گفتند كه بهتره همين جا بكشيمش دو نفردوطرف دستهاشو گرفته بودن و يكي هم با لگد محكم به وسط كسش ميكوبوند اونقدر به كسش لگد زدن كه كاملا بيهوش شد بعد سرش رو بريدن و جسدش رو چال كردن...