unxl.org

دختر خوشگل
از وقتی موهاشو به قول خودش های لايت کرده بود خيلی سکسی تر از قبل شده بود. هر بار که می ديدمش حسابی حالی به حالی میشدم..... دخترم 17 سالش بود و حسابی داشت تبديل به يك دختر مامانی و خوشگل میشد و دل من بيچاره رو هر روز بيشتر از قبل می برد. چند بار سعی کردم وقتی ميره حموم ، برم و از لای در يك جوری بدن سفيد و خوشگلش رو ببينم. يکی دو بار هم تونستم کون سفيد و خوشگلش رو ببينم و درآرزوی به دست آوردن همچين کون تميزی بسوزم و بسازم. يك روز بنا به دلايلی زودتر از سر کار اومدم خونه. زنم مسافرت بود و می دونستم که شهلا دخترم تنهاست و شايد بتونم دوباره حموم رفتنش يا خوابيدنش رو ببينم. از ذوق داشتم ميمردم. اون شب قرار بود يکی از دوستام هم بياد خونمون تا يك مشروبی با هم بخوريم و دور از چشم زنامون يك ذره مردونه دور هم باشيم. وقتی رسيدم خونه يك صداهايی از تو اتاق شهلا ميومد... آروم رفتم به سمت اتاقش و ديدم حدسم درسته... دختر گلم با دوست پسرش آرش تو اتاق هستن و مشغول ور رفتن همديگه اند. خوشبختانه لای در باز بود و ميتونستم آروم خودمو نزديک تر ببرم تا ببينم چه خبره. وای خدای من . باورم نمیشد . بدون هيچ مشکلی می تونستم دخترم رو ببينم که لخت لخت داره با دوست پسرش حال ميکنه . می ديدم که آرش شلوارشو تا زير زانونش آورده پايين و کير کوچولوش آويزونه و دخترم هم لخت جلوش بود و داشتن از هم لب ميگرفتن. شايد بهتر بود میرفتم تو و از کارشون جلوگيری ميکردم ولی ميدونستم که بالاخره يك دختر و پسر تو اين سن همديگرو دستمالی ميکنن و بد هم نيست که يك کمی با هم حال کنن. منم اينجوری ميتونم با ديدن کس و کون دخترم حال کنم و سوژه خودمو برای امشب پيدا کنم. شهلا هم بهم قول داده بود که بکارتشو از دست نده و آبروی خانواده رو نبره و من مطمئن بودم که سکس اون دو تا از حد دو تا لب و يك کمی ور رفتن بيشتر نيست. خلاصه. بعد از اينکه از هم لبشونو گرفتن شهلا جلوی آرش زانو زد و کيرشو گرفت تو دستش و شروع کرد مالوندن. اولش برام جالب بود که می ديدم دخترم به کير کسی دست بزنه ولی وقتی ديدم کير آرش بزرگ تر شد و شهلا اونو گذاشت تو دهنش. حسابی جا خوردم. شهلا خوب ساک میزد و آرش همينطور از روی لذت آه و ناله ميکردم و سر خودش رو تکون میداد. بعد از يك مدت کوتاه شهلا بلند شد و رفت رو تخت درازکشيد و من حالا می تونستم خوب خوب کسش رو ببينم که تميز تميز بود و يك دونه مو هم نداشت. معلوم بود پسره از اونايي هست که از کس بی مو خوششون مياد. جوونا همه شون مثل همديگه هستن . آرش هم شلوار و تی شرتش رو درآورد و رفت رو تخت درازکشيد کنار شهلا و شروع کرد لب گرفتن و با پستونای کوچولوی دخترم ور رفتن که ديدم حسابی داره حال ميکنه. بعد از يك مدت دستشو آروم آروم برد پايين سمت کس شهلا و شروع کرد با کسش بازی کردن. شهلا هم لای پاشو باز کرد و من تونستم محصول کير خودم و کس ژيلا ( مامانش) رو ببينم که عجب تميز و خوشگل بود و آماده پذيرايی از کير . ولی مشکلی وجود داشت به نام پرده بکارت که مانعش میشد. کس شهلا ناز و کوچيک و تازه بود و من احتمال ميدادم که حسابی بايد تنگ باشه. به داماد آينده ام حسوديم میشد که ميتونست از همچين کسی استفاده کنه. آرش همينطور با چوچوله شهلا ور میرفت و شهلا رو حشری و حشری تر ميکرد تا اينکه با داد و بيداد شهلا فهميدم که ارضاء شده . برايم جالب بود که آرش ، شهلا رو به ارگاسم رسوند اماخودش هيچی. ولی تعجبم زياد طول نکشيد وقتی ديدم آرش بلند شد و شهلا رو هم بلند کرد و رفت پشتش. شهلا رو به من بود و ميتونستم قيافه معصومانه ش رو ببينم که داشت برای کون دادن آماده ميشد. با ديدن آرش که کيرشو خيلی راحت گذاشت تو کون شهلا با خودم فکر کردم مطمئناً اولين بار نيست وگرنه شهلا داد و بيدادی راه مينداخت که نگو . خودم وقتی ژيلا رو از کون کردم تا سه روز نميتونست بشينه !!!!! ولی آرش حسابی داشت تلمبه ميزد و جالب تر اين بود که شهلا هم داشت حال میکرد و اينو تو صورت قشنگش ميتونستم ببينم که با هر ضربه کير آرش حسابی حال ميکرد. بعد آرش کيرشو درآورد و شهلا رو دوباره خوابوند رو تخت و رفت روش و کيرشو گذاشت دم کس دخترم و تازه اينجا بود که من فهميدم کير آرش داره میره تو کس دخترم و قبل از اون هم جای ديگه ای نبوده جز همون کس تنگ و خوشگل و ناز شهلا که حسابی از اين کير گنده و سفت داشت پذيرايی ميکرد. از تعجب داشتم شاخ درمياوردم. دختر 17 ساله من داره کس ميده ؟ يعنی چی؟ پس قبل از اينکه من بفهمم کس داده بود و بکارتش رو هم از دست داده بوده؟ هم عصبانی بودم و هم خوشحال . چون نقشه ای به ذهنم رسيده بود که می تونستم باهاش منم از داخل شدن به اون کس مامانی کيرمو بهره مند بشم . هر چی بيشتر به زوايای نقشه فکر ميکردم ضربه های آرش محکم تر میشد تا اينکه ديدم که کيرشو درآورد و شروع کرد به جق زدن و شهلا هم صورتشو نزديک کرد و آب کير آرش رو صورت دخترم ريخت. آروم از اونجا خودمو کشوندم بيرون و از خونه رفتم بيرون. يك ذره قاطی کرده بودم و بايد حسابی به همه چيز فکر ميکردم. امشب قراره فرزاد بياد خونمون (همون دوستم ! ) اونم از اون کس کن های اساسی بود و اولش هم قرار بود که يك برنامه کس کردن راه بندازيم که جور نشد و اون حسابی از اين قضيه پکر بود. حالا ميتونست شب بياد خونه ما و با هم ترتيب شهلا رو بديم. درسته که شهلا دخترمه ولی وقتی پای اين پيش بياد که بخوام کاری بکنم ، ميکنم و اونم بايد به خاطر اينکه منو بابت اين قضيه آبروی خانوادگی گول زده تنبيه بشه و چه تنبيهی بهتر از کس دادن به دو تا کير باحال؟ يك کم ديرتر برگشتم خونه و به روی خودم نياورد

SEXY & FUNNY VIDEOS
Find Sexy Friend Tonight! www.unxl.org
که چی ديدم ولی خيلی سرد با شهلا برخورد کردم. شب که فرزاد اومد همه چيز آماده بود برای کس کردن ما!!!! شهلا از همه جا بی خبر بود و من و فرزاد چند ليوان عرق خورده بوديم و حسابی گرم گرم بوديم و من همينطور منتظر موقعيت مناسب بودم برای کردن کس دخترم. رفتم تو اتاقشو ديدم که پشت کامپيوتر نشسته و داره چت ميکنه. خيلی عصبانی بهش گفتم "به جای اين کارها يك کم به فکر درسات باش." گفت "درسهامو خوندم." جواب دادم " آره بعدازظهر ديدم چطوری داشتی درس ميخوندی ." حسابی دست پاچه شده بود و نميدونست چی بگه . رفتم جلوتر و بهش گفتم :"با آرش باهم درس ميخوندين نه ؟ چه درس خوبی بهت داد . نه. تو چه درس خوبی بهش دادی ." و رو اون "دادی" حسابی تاکيد کردم. شهلا گريه اش گرفته بود و سرشو انداخت پايين و گفت "بابا تو رو خدا. من کاری نميکردم." عصبانی شده بودم . داد زدم "نه. کاری نميکردی. فقط داشتی به دوست پسر مامانيت که چار روز ديگه ولت ميکنه و ميره سراغ يکی ديگه ، کس ميدادی." شنيدن اين کلمه ها اونقدر براش عجيب بود که صورتش سرخ شد و گريه ش رو قطع کرد. مونده بود چی بگه که من سرشو گرفتم و گذاشتم رو شلوارم نزدک کيرم و بهش گفتم بايد تنبيه بشی. هرکاری بگم بايد بکنی وگرنه ميکشمت . آرش رو هم ميکشم و همه هم ميفهمن چه جنده ای بودی ." اونم دوباره هق هقش دراومد و گفت "هرکاری بگی ميکنم." آروم سرشو عقب بردم و زيپ شلوارمو باز کردم و شلوارمو کشيدم پايين . شورتمو درآوردم. می ديدم که داره با تعجب نگاهم ميکنه. بهش گفتم "هر کاری با آرش کردی با من هم ميکنی. منظورم اينه که هر کاری با کير آرش کردی با کير منم ميکنی ." خودشو کشيد عقب و گفت "بابا. تو پدر من هستي گفتم : "مهم نيست. مهم اينه که ميخواهم بفهمی فرق اين با اون چيه و منم بايد بفهمم فرق کس تنگ تو با کس گشاد مامانت چيه ." گفت "بابا تو رو خدا اينطوری حرف نزن." با تشر بهش گفتم "بخور کيرمو ." و شهلا هم مجبور بود کير منو بذاره تو دهنش . وقتی کيرمو گرفت تو دستاش سرمای عجيبی رو حس کردم . دستای شهلا حسابی يخ کرده بودن و معلوم بود هم ترسيده و هم آشفته است ولی برام مهم نبود. وقتی کيرمو ميخواست بذاره تو دهنش حس کردم کيرم داره بزرگ تر میشه و آماده برای ورود به اون دروازه بهشتی!!!! شهلا هم کيرمو تو دهنش نگه داشته بود و کاری نميکرد. وقتی نگاه عصبانی منو ديد شروع کرد به مکيدن کيرم و تکون دادن زبونش رو نوک کيرم که حسابی منو حالی به حالی کرد. منم سرشو گرفتم تو دستام و همراه با حرکاتش عقب و جلو ميبردم و از اين که دخترم داره برام ساک ميزنه حسابی لذت ميبردم. مامانش البته بهتر ساک ميزنه و اونم به اين خاطر که تو اين چند سال حسابی ياد گرفته کير رو چطور بايد ساک زد . دستمو بردم سمت پستونای شهلا و شروع کردم به بازی کردن با نوک پستوناش . همين حرکت حسابی ريلکسش کرد . داشتم حسابی حال میکردم که صدای فرزاد منو به خودش آورد که ميگفت "بابا کجايی ؟ مهمونتو تنها ميگذاری ميری؟" داد زدم "الان ميام." و به شهلا گفتم "حالا پاشو لخت شو و با من بيا بيرون ." گفت "نه. بابا. تو رو خدا رحم کن. خجالت ميکشم." منم مهلت ندادم و يك سيلی خوابوندم تو گوشش و گفتم "وقتی پرده کست داشت ميخورد بايد خجالت ميکشيدی جنده." بعد هم کاملاً لخت شدم و به زور پيرهن شهلا رو هم درآوردم و بهش گفتم "هر کاری که گفتم ميکنی. فهميدی؟" باز هم زد زير گريه و منم رفتم جلوش و سرش رو محکم گرفتم تو دستم و گفتم "ميای اونور و تا وقتی آبمونو تو کست حس نکردی از اونجا تکون نميخوری. هم من و هم فرزاد. فهميدی؟" چاره ای نداشت جز اطاعت کردن. وقتی هر دو لخت از اتاق اومديم بيرون و رفتيم تو هال جايی که فرزاد نشسته بود و تلويزيون تماشا ميکرد حسابی قلبم داشت ميزد. ميدونستم فرزاد اصلاً براش مهم نيست که کيو ميکنه و اگر ميتونست حتی زن بهترين دوستش رو که من باشم هم ميکرد. (البته يك شک هايی برده بودم که نکنه بينشون رابطه ای باشه که بعداً اونا رو هم تعريف ميکنم ! ). وقتی فرزاد منو شهلا رو باهم ديد از تعجب وا رفت. من می ديدم که کيرش داره از پشت شلوارش به جنب جوش ميافته و بزرگ و بزرگ تر ميشه. به شهلا گفتم "برو باباجون. برو پيش عمو فرزاد بشين و بهش نشون بده چه ساک زن ماهری هستی !" شهلا با اکراه رفت پيش فرزاد که از خوشحالی داشت پر درمياورد. فرزاد به من نگاهی انداخت و منم بهش اشاره کردم که همه چيز رو به راهه و ميتونه ترتيبشو بده. وقتی شهلا پيش فرزاد نشست ، فرزاد بلند شد و شلوارشو درآورد و کيرشو گرفت تو دستاش و برد جلو دهن شهلا و به زور کردش تو دهن دخترم. اونم شروع کرد به ساک زدن . صورت فرزاد رو ميديدم که حسابی نشون ميداد داره حال ميکنه. منم رفتم نزديکشون و سر شهلا رو گرفتم و محکم فشار دادم جلو که کير فرزاد رو تا ته تو دهنش جا بده. بعدش هم خودم نشستم جلوی کون خوشگلش و شروع کردم به ليسيدن کنارای کونش . بعدش هم لای پاهاشو باز کردم و اون کس خوشگلش که از پشت عين يك غنچه زده بود بيرون رو ديدم و هوش از سرم پريد. دستمو بردم و نزديک و انگشتمو کشيدم رو چاک کسش . صدای ناله اش ميومد. ولی عين جنده های فيلم سوپر داشت همچنان براش فرزاد ساک ميزد. سرمو بردم نزديک . چه بوی خوبی داشت کس دخترم ! آروم زبونمو گذاشتم لای چاک کسش و شروع کردم به بالا پايين بردن ..... چه مزه ای داشت کس دخترم ! بعدش ديگه نتونستم طاقت بيارم....رفتم نشستم رو مبل و شهلا رو کشوندم طرف خودم....کير فرزاد از تو دهنش دراومد.....نشوندمش رو کيرم و کسش رو جوری تنظيم کردم که قشنگ سر کير من باشه و آروم آروم کردمش تو.....از دادی که زد فهميدم حسابی درد داشت....بهش گفتم "حالا کدوم بزرگ تره ؟ ها ؟ مال من يا مال اون جوجه ؟ " اونم همينطور داشت درد ميکشيد . من شروع کردم به بالا پايين بردنش.....ولی روش خوبی نبود...اين بو که شهلا رو نشوندم رو خودم و از پشت شروع کردم به تلمبه زدن....فرزاد هم کيرشو دوباره کرد تو دهن شهلا......من همينطور کيرمو ميکردم تو اون كس تنگ دخترم و ميآوردم بيرون و لذت ميبردم.....بعد از يك مدت کوتاه حس کردم آبم داره مياد و برای همين کيرمو کشيدم بيرون....اومدم پيش فرزاد و بهش گفتم "حالا نوبت توئه....کس تنگی داره اين شهلا خانوم ما !! " اونم رفت رو مبل نشست و شهلا رو گذاشت رو خودش و کيرشو کرد تو کس تنگ دخترم......ديدن اين منظره حسابی حشريم کرده بود ولي چون نميخواستم زود ارضاء بشم رفتم تو آشپزخونه و از تو يخچال نوشابه درآوردم و ريختم تو يك ليوان و بعدش هم يك ذره عرق ريختم توش و برگشتم و شروع کردم به خوردن ليوان و تماشا کردن دخترم که داشت به دوستم کس ميداد چند دقيقه که گذشت رفتم نزديک و بهش گفتم "تا حالا کون هم دادی؟" شهلا که داشت آه و ناله ميکرد گفت "يك بار... ولی خيلی درد داشت" بهش گفتم "حالا بازهم بايد بدهی و برام اصلاً مهم نيست که درد داره يا نه....بايد تنبيه بشی" شهلا از ادامهء بالا پايين رفتنش دست برداشت و از رو کير فرزاد بلند شد و گفت :"بابا نه....تو رو خدا نه" گفتم "حرفشم نزن" و برش گردوندم همونجايی که بود....به فرزاد گفتم "بکن تو کسش و نگه دار تا منم از پشت بکنم تو کونش" داد و بيداد شهلا که "نه نه" ميکرد رفت هوا....ولی ما تنها چيزی که نمي شنيديم صدای شهلا بود......فرزاد شهلا رو نشوند رو کيرش و وقتی کيرش تا ته رفت تو کس شهلا اونو خم کرد رو خودش و سرشو گذاشت رو سينهء خودش و شروع کرد موهای طلايی شدهء دخترم رو نوازش کردن و سعی کرد آرومش کنه.....همين خم شدن کافی بود که من بتونم کون دخترم رو که حالا جلوم باز شده بود ببينم و حسابی حشری بشم......تف زدم به کيرم و آروم گذاشتمش دم کون دخترم....تا اومد تکون بخوره فرزاد محکم چسبيدش و نگذاشت حرکتی بکنه و من آروم آروم کيرمو فرستادم تو کون تنگ شهلا که بی نهايت عالی و باحال بود و وقتی کيرم تا دسته رفت تو کونش به فرزاد علامت دادم با هم شروع کرديم به تلمبه زدن.....بايد اقرار کنم که لذت بخش ترين سکس زندگيم بود...و جالب اين بود که وقتی با هم کيرامونو میبرديم تو کون و کس شهلا تخمامون به هم ساييده میشد و همين خيلی لذت سکس رو بيشتر میکرد......حسابی که تلمبه زديم حس کردم آبم داره مياد....برای همين باز کيرمو درآوردم و رفتم سراغ مشروب و فرزاد به کارش ادامه داد و بعد از چند دقيقه از صدای آه و اووه فرزاد فهميدم که داره مياد و ضربه های کبرش به کس دخترم محکم تر و محکم تر میشد و داد شهلا بيشتر از قبل میرفت هوا تا اينکه هردو آروم شدند.....منم کيرم تو دستم بود و داشتم ميمالوندمش تا اينکه شهلا از رو کير فرزاد بلند شد و آب کير فرزاد رو میديدم که از تو کسش داره مياد بيرون و میريزه رو زمين و يك مقدارش هم لای پای شهلا گير کرده بود. رفتم سراغ شهلا و به پشت خوابوندمش رو زمين و کونشو دادم بالا و کيرمو کردم تو کونش......از پشت تنگ تر و باحال تر بود و من همينطور داشتم گًر ميگرفتم از اين همه لذت و انقدر کيرمو محکم ميکوبوندم تو کس دخترم که حس کردم داره از درد گريه میکنه و بعد از چند ثانيه ديدم که آبم داره مياد و به کارم ادامه دادم تا جايی که حس کردم دارم منفجر میشم.......اولين جهش آب کيرم به اندازه ای قوی بود که برگشتشو رو نوک کيرم حس کردم و همينطور به تلمبه زدن ادامه دادم تا همهء آبم رو تو کس دخترم خالی کردم...... بی حال افتادم رو مبل و ليوان مشروب رو گرفتم و به اين فکر ميکردم دوباره کی ميتونم دخترمو تنبيه کنم؟؟.....
Top
Add favorite   Sexish New World Copyright ? 2006 unxl.org All Rights Reserved. unxl.org Sexish Story Go To Top Of Page