unxl.org

دوستم سهيل
تو خونه تنها بودم كه ديدم زنگ زدن دوستم سهيلا بود گفت شهين مياي الان بريم بيرون يك دوري بزنيم؟گفتم باشه بريم شب بود ساعت 11 بود و خيابونها خيلي خلوت بودن سهيلا هم بد جوري حشري شده بود بعد از يك مدتي كه وايساديم و منتظر ماشين شديم يك پيكان كه دوتا مرد سبيل كلفت توش بودن جلومون وايساد من بهشون گفتم مزاحم نشين ولي ول كن نبود و راننده مدام ميگفت سوار شين خوش ميگذره! سهيلا گفت شهين بهتره سوار بشيم چون الان كه ماشين نيست.. من گفتم مگه نميبيني كيا توش نشستن! يهو اون مرده كه عقب نشسته بود گفت خوشگل خانوم به حرف دوستت گوش بكن ما اذيتتون نميكنيم ! سهيلا گفت راست ميگه سوار شو آدامهاي خوبي هستن!!! و بعد رفت و عقب ماشين نشست ..من هم به ناچار رفتم و جلو نشستم و ماشين راه اوفتاد..هنوز مدتي نگذشته بود كه ديدم سروصدا از صندلي عقب ماشين بلند شد . برگشتم و ديدم مرد سبيلوداره از سهيلا لب ميگيره و دستشو تو شلوار سهيلا كرده...بعد گفت جوون عباس اين يكي عجب كون وكفلي داره...بلافاصله شلوارشو پايين كشيد و كير سياه و كلفتش بيرون افتاد سهيلا هم سرشو نزديك برد و مشغول خوردن شدو حسابي ساك ميزد....من مات ومبهوت مونده بودم كه يكدفه به راننده گفت آخ عباس جون حسابي حالي به حالي شدم زودتر برسيم من ترتيب اين يكي رو بدم! من گفتم يعني چي؟؟! اصلا فكرش رو هم نكنيد اين دوست من از زور حشري بودن اينجوري ميكنه ولي من با شماها حال نميكنم ..عباس گفت ناراحت نباش فرهاد اين يكي براي جفتمون بسه..اينو گفت و انگشتشو تا جايي كه ميتونست تو كون سهيلا كرد...بعد از چند تا پيچ بغل يك خونه نگه داشتند وفرهاد گفت كه پياده بشين من گفتم تو نميام عباس گفت زشته دم در همه محل مي بينند سهيلا هم گفت راست ميگه تو بيا داخل خونه اما كاري نكن من بهش گفتم بسه هر چي ميكشم از دست توست به ناچار بعد از اصرار زياد قبول كردم ورفتم خونشون يك زيرزمين بود كه لوازم توش چيده بودن...وقتي در روبستند عباس پريد و سهيل رو بغل كرد همون دم در شروع به دراوردن لباسهاش كردوفرهاد داشت ازش لب مي گرفت من رفتم رو يك صندلي نشستم اونا سهيلا رو به طرف تخت بردند وسهيلا شروع به خوردن كير فرهاد كرد و عباس كيرشو تو كس سهيلا كرد بعد از مدتي عباس زير طاقباز خوابيد و سهيلا روش دراز كشيد طوري كه كونش به طرف بالا بود عباس كيرشو تو كس سهيلا كرد و فرهاد هم از پشت كيرشو تو سوراخ كون سهيلا فشار داد و هردو شروع به تلنبه زدن كردند ...فرهاد شروع به زدن حرفهاي سكسي كرد و از سهيلا پرسيد سوراخت درد ميكنه ؟ سهيلا گفت آره! فرهاد گفت كدوم يكي؟ سهيلا گفت كونم! اينو كه گفت فرهاد شدت ضربه هاشو بيشتر كرد و كيرشو بيرون مياورد طوري كه فقط سر كلاهكش تو كون سهيلا باشه بعد با ضرب به كونش ميكوبيد سهيلا هم شروع به ناليدن كرد........ فرهاد كه ديد من همينجوري دارم خيره نگاهشون ميكنم گفت بيا جلو نترس ميدونم دلت ميخواد اما روت نميشه بگي! بياجلوبيا كه كيرم خشك شده بيا ساك بزن تا كون دوستت هم جر نخوره و زخم نشه! من گفتم اصلا غيرممكنه من كيري رو كه تو كون سهيلا بوده بخورم؟؟سهيلا گفت مگه چيه خيلي دلت بخواد! اصلا فرهاد جون بده خودم بخورمش! فرهاد كيرشو از تو كون سهيلا بيرون كشيد و تو دهنش كرد...فرهاد گفت نگاه بكن از اين دوستت ياد بگير... لااقل بيا حالا كه كيرم تميز ليز شده خودت يك حالي باهاش بكن!! گفتم باشه به شرطي كه فقط لاپايي حال كني ! گفت باشه...من مانتومو در آوردم و شلوار جينو شورتمو تا زانو پايين كشيدم وجلو رفتم...فرهاد گفت پشتتو بكن و خم بشو...پشتمو بهش كردم و دولا شدم به آرومي شروع به ماليدن كيرش به وسط پاهام كرد و تواون حالت پستونام هم ميماليد اونقدر اونهارو ماليد كه بيحال شدم بعد گفت اجازه هست تو سوراخ عقب وارد بشم؟؟ اونقدر بيحال شده بودم كه گفتم هر كاري ميخواي بكن فقط زودتر

SEXY & FUNNY VIDEOS
Find Sexy Friend Tonight! www.unxl.org
يكدفه كيرشو وارد كونم كرد از درد بي حس شدم تا نصفه بيرون كشيد و دوباره فرو كرد رومو برگردوندم و بهش گفتم يواشتر چه خبرته؟ گفت ناراحت نباش الان درستش ميكنم... كيرشو بيرون كشيد و به سهيلا گفت بخورش!! سهيلا هم حسابي خوردش و وقتي فرهاد كيرشو از دهنش دراورد گفت ديدي شهين خانم من خوردم و هچيم نشد!! دوباره فرهاد كيرشو تو كونم كرد و شروع به تلنبه زدن كرد من وقي فرهاد داشت منو ميگاييد سرمو برگردوندم و ديدم عباس ارضاء شده داره آب كيرشو تو صورت سهيلا ميريزه... بعد از مدتي فرهاد هم آبشو تو كون من ريخت وقي كيرشو بيرون كشيد كونمو انگشت محكمي كرد و شصتشو تو كون من كرد و گفت بيلاخ!! ديدي كونت گذاشتم...و انگشت شصتشو بيرون آورد وتفي به در كون من انداخت....
Top
Add favorite   Sexish New World Copyright ? 2006 unxl.org All Rights Reserved. unxl.org Sexish Story Go To Top Of Page