من با دوست پسرم كامران يك روز وسط هفته قرار گذاشتيم به كوه بريم تا خلوت باشه و اگه شد يك حالي كرده باشيم به جاي خلوت كه رسيديم كامران گفت اينجا خوبه ولي من گفتم اينجا زمين پر سنگه هيچ كار نميتونيم بكنيم اما كامران كه حسابي حشري شده بود گفت نه خيلي هم خوبه من يك ذره ديگه باتو راه بيام و اون تكون تكون خوردن كون گنده و چاق چلتو ببينم و نتونم كاري كنم بيهوش ميشم! اصلا وايساده كارمون رو انجام ميديم فعلا بيا جلو و لبو رد كن بياد جلو رفتم زبونشو تودهنم كرد و حسابي لب و لاله گوشمو خورد بعد زيپ شلوارشو باز كرد و كيرشو بيرون آورد من خم شدم و شروع به ساك زدن كيرش كردم اون هم دكمهاي مانتومو باز كرد و مشغول ماليدن پستونام شد بعد به من گفت كه رومو به تخت سنگ بكنم و شلوارم رو تا زانو پايين بكشم من شلوارمو پايين كشيدم و خم شدم تفي به كف دستش انداخت و به در كسم كشيد و سر كيرشو دم كسم گذاشت و فشار داد خيلي وقت بود كس نداده بودم كمي سوخت ولي بعد از چند بار رفت وآمد دردش كم شد بعد انگشتشو تو دهن من كرد در همون حالتي كه داشتم كس ميدادم انگشتشو ميك ميزدم انگشت رو از دهنم بيرون آورد و تو كونم كرد بعد كه سوراخ كونم كمي گشاد شد كيرشو بيرون كشيد و تو كونم كرد و چندتا با كف دست به رونهام زد وگفت چطوره ؟خوشت مياد؟ من گفتم خوبه فقط كمي كلاهك كيرت بزرگه سوراخ كونمو خراش ميده گفت پس بايد محكمتر بكنم!اينو گفت و سرعتشو بيشتر كرد...در همين بين يك صداي نا آشنا گفت اگه خوبه بذار ما هم امتحان كنيم...رنگ كامران مثل گچ سفيد شد و تا برگشت مشت محكمي به صورتش خورد و نقش زمين شد من وايسادم و ديدم سه تا مرد نره خر پشت سر ما بودن و ما حواسمون نبوده!!! مردي كه كامران را زده بود گفت: برگرد به همون حالت من كون گذاشتن رو خيلي دوست دارم...
تا به خودم بيام ديدم يكي از جلو تو كسم كرده و يكي از عقب داره كونمو پاره ميكنه يكيشون هم بدبخت كامران را خم كرده بود و داشت كيرشو تو كونش فرو ميكرد.!!!!!!!
www.unxl.org
لبهاي داغشو غنچه ميکرد و ميچسبوند به کسم و با تما وجود ميبوسيد. منم هيمنجور قربون صدقش ميرفتم و با هر بوسه ميگفتم بعدي بعدي اونم ميگفت وا چه خوشمزس، چه نرمه، قربونش برم ... احساس کردم زبون خيسش لاي کسمه و داره ليس ميزنه. از لذت دلم ميخواست جيغ بزنم. زبونشو از پايين ميکشيد بالا. بغلهاي کسم رو تند تند ليس ميزد. زبونشو ميکشيد به همه کسم و همه کسمو حسابي ليس زد. وقتي زبونشو ميکشيد به سوراخم از لذت گريم گرفته بود. چند دقيقه همونجا رو (که الان ميدون چوچول خوشگلم بود) ليس زد يهو به اوج لذت رسيدم يه جوري انگار برق گرفتم يه جيغ کشيدم و بعد بي حال شدم بله براي اولين بار تو عمرم اورگاسم شده بودم... ساعت رو نگاه کردم. نزديک اومدن مامانم بود. حيوني پريا اون روز اصلا حال نکرد اما بعد به اون حالي دادم که فکر نکنم هيچ وقت از يادش بره...!!!!!!!!!