سکس مامان تو سينما
یکی دو سال پیش بود که با مامان رفتیم سینما.هر ماه یه بار میرفتیم.همیشه هم مامان به من میگفت برم بلیط بگیرم واسه اینکه اینجوری میتونستیم تو قسمت غیر خانوادگی بشینیم و مامان دوست داشت کس شعر گفتن پسرا رو گوش کنه.میگفت خیلی حال میده. خیلی وقتا هم تا من مثلا میرفتم بیرون و یکی دو دقیقه مامان تنها میشد بهش گیر میدادن.
اون روز هم من که رفتم تو صف پشت یرمون یه سرباز از این شهرستانیا اومد و ایستاد و تا کون مامان و دید آب از لب و لوچه اش آویزون شده بود.یه کمی هم خودش و نزدیک کرد و یه جورایی میخاست به مامان بمالونه و مامان هم خیلی خودش و عقب نکشید.
خلاصه بلیط و گرفتم و دست بر قضا تو سالن این سربازه هم دقیقا کنار دست ما نشسته بود.تا من و مامان نشستیم مامان یه لبخندی بهم زد و آروم گفت:
-فکر کنم طرف داره میترکه!
منم خندیدم و به روی خودم نیاوردم.
فیلم شروع شد و من هم که به خاهش مامان جوری نشسته بودم که سربازه کنار مامان بشینه وسطای فیلم دیگه حوصله ام سر رفته بود.اومدم به مامان بگم که بریم که دیدم دست این یارو رو پای مامانه و داره با رون پاش ور میره.جوری خودم و نشوندم که یارو متوجه نشه و منم دور و برم و یه دیدی زدم و دیدم کسی حواسش نیست. مامان هم اولش هیچ عکس العملی نشون نداد.بعدش اونم شروع کرد با دست یارو ور رفتن.پسره خیلی حشر شده بود و سریع دستشو برد از لای مانتوی باز مامان طرف کسش و شروع کرد مالوندنش. مامان هم دستشو گذاشت رو کیر یارو وشروع کرد آروم باهاش ور رفتن و یواش یواش زیپ شلوارو کشید پایین و کیر این بد بخت و که شده بود اندازهء درخت گرفت تو دستش و شروع کرد آروم باهاش بازی کردن. یارو خیلی حشری شده بود و با کس مامان حسابی داشت ور میرفت.خاستم بلند شم و حالش و بگیرم.نه اینکه غیرتی شده باشم ولی میخاستم یه کمی حالش و بگیرم ولی منصرف شدم.دوست داشتم ببینم آخر کارشون به کجا میرسه
www.unxl.org
مامان هم همینطور ادامه میداد و گاهی هم محکم سر کیر طرف و فشار میداد تا ابش نیاد.مثل اینکه اونم بدش نمیومد که یه کمی طرف و دست بندازه!ولی هیجان انگیز ترین قسمت این سکس تو سینما لحظه ای بود که مامانم دستشو گذاشت تو دهنش و حسابی خیسش کرد و اونو گذاشت رو کیر یارو که داشت منفجر میشد.پسره بد بخت تا مامانم این کارو کرد میخکوب شد و سرش و داد عقب و لرزید و هنوز چند ثانیه نگذشته بود که آتشفشان کیرش به راه افتاد و آب کیرش اومد.مامانم هی براش جلق میزد و آب این پسره هم میریخت رو پشتی صندلی جلویی و خودشم فکر کنم تو آسمونا بود. به دست مامانم هم یه کمی آب کیر مالیده شده بود که بعد از اینکه کارش تموم شد گذاشت تو دهنش که این کارش این بار من و حسابی حشری کرد.سربازه بعد از چند دقیقه گذاشت رفت و من مونده بودم که چطور مامانم انقدر راحت این کارو کرد که شبش برام توضیح داد که دلش واسه این پسره سوخته بود و دوستداشت که یه حالی بهش بده.بخصوصکه حالا هم تو شهر غریبه و حشرشم که زده بوده بالا.
جاتون خالی اونشب من خودمم انقدر حشری بودم که حسابی ترتیب مامانم و دادم.عجب کونی بود!