6ISH.COM

سکس با عمه خوش سینه

چند وقته دارم تو سايت هاي سكسي داستان ها رو ميخونم ولي حوصله نداشتم كه داستانه خودمو براتون بنويسم چون من اصلا حال تايپ كردن ندارم خلاصه دلمو زدم به دريا و شروع كردم به نوشتن
يه چند سالي بود شوهر عمم فوت كرده بود عمم كه تازه عروسي كرده بود البته يه هشت سالي فكركنم شده بود دوتا بچه داشت يه دختر و يه پسر امين ومينا يه خونه داشت يه مقدار از خونه ما دور بود و بعضي مواقع كه مستاجرشون مي رفت مسافرت به من يا پسر عموم ميگفت كه بريم پيشش بخوابيم البته من سنم بيشتر از اون بود و وقتي من نبودم به اون مي گفت يه شب از شبا فكر كنم پارسال آخر تابستون مستاجرشون رفته بود مسافرت و يه دوسه شب بود كه من ميرفتم پيشش.. خونشون يه جوري بود كه دو تا اتاق داشت تو يه اطاق عمم با بچه هاش مي خوابيد و من تويه اون يكي اطاق مي خوابيدم عمم خيلي خوشگل بود اصلا يه ذره شكم هم نداشت سينه هاي بزرگ وديگه به قول خودمون آخر زن خوشگل... بعد از ازدواج هم خيلي خواستگار داشت ولي هيچكدومشون بچه هاشو قبول نميكردن به همين دليل هم عمم تا اون موقع دوباره عروسي نكرده بود انقدر من تو كفش بودم كه هر موقع خونه اونا مي خوابيدم خودمو خراب ميكردم بالاخره يه چند شب بود كه ديگه نميتونستم خودمو كنترل كنم هي تا بقل كردنش پيش ميرفتم هي ميگفتم آبروريزي ميشه تو همين هوا بودم كه مستاجرشون از مسافرت برگشت ما هم ديگه شاكيه شاكي كه نتونستيم كارمونو تموم كنيم يه دو سه روز گذشت خونه نشسته بودم ديدم مامانم ميگه بلند شو بيا تلفونو جواب بده رفتم گوشي رو برداشتم ديدم عمه زريه سلام كردم يه ذره عذر خواهي كرد كه من هميشه مزاحمتون هستم واز اين جور حرفا منم گفتم بابا اين حرفا چيه گفت آرش امشب مياي خونه ما مستاجرمون رفته و من ميترسم... منم كه از خدام بود گفتم باشه ساعت 9 بود رسيدم خونشون در زدم در رو باز كرد و رفتم تو ديدم مستاجرشون خونست و جايي نرفته به روي خودم نياوردم و يه ذره شك كردم رفتم تو اطاق داشتن ماهواره ميديدند عمه بهم گفت شام خوردي گفتم بهش آره منم نشستم كنارشون مشغول ديدن شدم هر چند وقت يه بار كه يه صحنه نشون ميداد زير چشمي ميديدم كه عمه زري داره منو نگاه مي كنه منم كه بدجوري كيرم سفت شده بود هي به خودم فشار ميآوردم كه يه موقع آبروريزي نكنم بچه ها ديگه خوابشون برده بود كه عمه زري گفت آرش نميدونم چرا موهام خيلي ميخاره گفتم خوب شونه كن گفت صد بار تا الان شونه كردم گفتم خوب بورو حموم بشورش انگار همينو مي خواست از من بشنوه بلند شد يه حوله برداشت و رفت حموم من هم منتظر همچين موقعيتي
رفتم پشت در حموم از سوراخ در ديدم عمه شلوارشو رو در آورد ، واي خدا چه پاهايي يكدونه هم مو نداشت انگار ديروز موهاشو تراشيده بود ديگه دل تو دلم نبود منتظر بودم كه لباسشو در بياره ولي يهو ديدم اومد طرف در سريع رفتم طرف تلويزيون عمه در رو باز كرد و گفت آرش آبگرمكن مثل اينكه خاموشه رفتم ديدم آره خاموشه آبگرمكنشون از اين ديواري ها بود مي تونستم روشنش كنم ولي مي خواستم عمه زري رو از حموم بكشم بيرون يه ذره معطل كردم و داد زدم عمه روشن نميشه ديدم حولشو پيچيده دور پاهاش اومد بيرون واي زيرپوش تنش بود و سوتينش كاملا از زير زيرپوشش معلوم بود اومد طرف آبگرمكن و روشنش كرد ديگه نميتونستم خودمو نگه دارم يه فكري به نظرم رسيد خودمو الكي روي كاشي هاي آشپزخونه سر دادم و خوردم زمين خاله يهو انگار حول كرد دوئيد طرف من يهو حولش باز شد سريع بستش واي شورتشو ديدم مشكي بود خيلي حال كردم خيلي بهم حال داد عمه بهم گفت چي شد گفتم هيچي سر خوردم يه ذره سرمو ماليدم و بلند شدم دستمو گرفت وآوردم تو اطاق روي مبل بعد عمه رفت حموم منم دوباره رفتم پشت در مشغول تماشا كردن شدم خاله لباسشو درآورد واي چه سينه هايي داشت زير دوش رفت آب رو باز كرد شروع كرد به شستن خودش يه كمي با سينه هاش بازي كرد بعد شروع كرد به ماليدن كسش منو ميگي ديگه نميتونستم خودمو كنترل كنم ديگه آبم داشت ميومد رفتم تو آشپزخونه تو ظرفشويي آبمو خالي كردم


ديگه مي خواستم برم يهو ديدم عمم داره امينو صدا ميكنه رفتم دم در حموم گفتم عمه خوابيده گفت عمه جون اين حوله منو ميدي گفتم باشه حولشو از روي زمين بلند كردم كه بهش بدم در رو باز كرد خودشو پشت در قايم كرد ولي باز هم يه مقدار از بدنش معلوم بود منو ميگي دوباره شهوتي شدم نگاه كردم ديدم كيرم داره شلوارمو پاره ميكنه سريع با دست جاشو درست كردم هر كاري ميكردم نه ميتونستم از عمه بگذرم و نه ميتونستم بهش دست درازي كنم خيلي خيلي داشتم به خودم فشار ميآوردم كه كار احمقانه اي ازم سر نزنه حوله رو بهش دادم حولش از اين لباسيها بود پوشيد اومد تو اطاق نشست رو مبل داشت كانالهاي ماهواره رو عوض ميكرد يهو روي يه كانال زووم كرد ديدم يه فيلم آمريكاييه پيش خودم گفتم خدا پدرمادر هر كي اين ماهواره رو درست كرد بيامرزه داشتيم ميديدم عمم هم هنوز نرفته بود لباس بپوشه يهو فيلمه به جاهاي حساسش رسيد طرف داشتند از هم لب ميگرفتند و ديگه داشتند لخت ميشدند من خجالت كشيدم رفتم عوض كردم كانال رو كه عمم اومد از كنار تلويزيون كنترل رو برداشت و زد همون كانال و رو به من كرد وگفت خودت اين كانالهاي خراب رو بيست .چهار ساعت ميبيني حالا نميزاري ما يه فيلم ببينيم منو ميگي خوشكم زده بود ديگه داشتم شاخ در ميآوردم يهو ديگه توتلويزيون داشتند عمليات رو انجام ميدادند منتها خيلي چيز و ميز پسر ودختره رو نشون نميداد فقط معلوم بود كه دارن سكس انجام ميدن منو ميگي هاج و واج مونده بودم خدا خدا ميكردم كه سريع تموم بشه ديگه از خجالت كيرم خوابش برده بود عمم رو كرد بهم گفت آرش تا الان از اين كارها كردي پيش خودم گفتم چي بگم اگه بگم نه كه ميگه خاك تو سرت هنوز بچه اي اگه بگم آره كه ميره به مامانم ميگه بهش گفتم حالا اگه نخوام به اين سوال جواب بدم چي ميشه گفت پس آره آقا آرش هم اهل اين برنامه هاست ما نميدونستيم گفتم كدوم برنامه ها روشو كرد به تلويزيونو نشون داد كه دارن سكس ميكنند بعد گفت راستي آرش از اين فيلمها هم ميبيني ديگه داشتم شاخ در ميآوردم چون از عمه من بعيد بود ولي از من نه، گفتم آره يه بار يكي از رفيقهام يه فيلم جنگي بهم داد رفتم خونه ديدم از اين فيلمهاست اصلا نگاه نكردم گفت آره جون عمت تو هم نگاه نكردي گفتم آره به جون تو گفت جون مامانت حالا دوست داري فيلمو خودت بازي كني منم خودمو زدم به خريت گفتم يعني چي ديدم رفت اون اطاق تا لباسشو بپوشه پيش خودم به خودم هزار لعنت فرستادم كه چرا از اين موقعيت استفاده نكردم يكي دو دقيقه گذشت ديدم خاله اومد واي خداي من خاله با تاپ نازك آبي كمرنگ و يه دامن كوتاه اومد
Study In India
پيش من روي مبل نشست ديدم هي خودشو به من ميچسبونه ديگه دست خودم نبود پريدم بقلش يهو يه جيق زد دخترش بيدار شد سريع رفت كنار بچش تا بخوابونش كير منو ميگي ديگه نبود چون تركيده بود از شق درد حالا بچش نمي خوابيد عمم رو كرد به طرف من گفت خاك توسر من كنم كه يه برادر زاده احمق مثل تودارم بهش گفتم عمه ولش كن بيا اين اطاق خودش مي خوابه گفت نه الان ميام به زور بچهشو خوابوند اومد. رفتم طرفش گفت فقط آروم دوباره بلند نشند منم بلند شدم خاله رو بقل كردم دستمو انداختم دور بقلش انقدر فشارش دادم كه نفسش در نميومد شروع كردم لباشو خوردن ديدم داره ناله ميكنه منم حسابي حشري شده بودم عمه رو بردم روي تخت تاپشو در آوردم يه سوتين صورتي خوشكل تنش بود بهش گفتم اينو كي خريدي چون من هرموقع ميرفتم خونه عمه تا ميرفت بيرون ميرفتم سر وقته لبسهاي زير عمه وبا لباسهاي زيرش جق ميزدم گفت همين امروز براي امشب گرفتم منو ميگي سريع بازش كردم واي جاتون خالي چه سينه هايي شروع كردم به خوردن داشتم ميخوردم ديدم عمه دستشو كرد تو شلوارم شروع كرد به بازي كردن ودست كشيدنه كيرم من سينه هاشو ول كردم و عمه شلوارمو از پام درآورد . لذت اين كه عمم شلوارمو درآورد شايد از سكس هم بيشتر بود ديگه خودمو داشتم تو رويا ميديدم اصلا باورم نميشد شروع كرد به دست كشيدن كيرم يه ذره كه دستمالي كرد شروع كرد به خوردن منم كه منتظر بودم عمه شروع كنه به ساك زدن دستمو كردم تو دامنش شروع كردم به بازي كردن با كسش انگار يه تانكر روي كسش آب ريخته بودن انقدر شهوتي شده بود .ديدم اگه بزارم 20 ثانيه ديگه ساك بزنه آبم مياد به زور از تو دهنش درآوردم دامنشو در آوردم اومد نشست روي من يه جوري ماهرانه كير منو كرد تو كسش كه من هنوز تو كفش هستم خيلي حال داد جاي همتون خالي بالا پائين ميكرد منو ميگي ديگه داشتم منفجر ميشدم يه دودقيقه همين كار رو كرد بهش گفتم بلند شو بلند شد ايستاد ايستاده كردم تو كسش بعد پاهاشو از روي زمين بلند كرد قلاب كرد به پشت من ديدم دوباره آبم داره مياد سريع كشيدم بيرون نمي خواستم پيش عمه كم بيارم گفتم بهش بخواب مي خوام كستو بوخورم خوابيد شروع كردم به ليس زدن كم كم داشت ارضا ميشد ليس زدن رو ول كردم كمرشو خوابوندم روي تخت پاهاشو آورد بالا كيرمو گذاشتم لاي كسش تنگ شده بود يه جيق كوچيكي زد گفت يواش يه ذره عقب جلو كردم ديدم خيلي حال نميده گفتم مي خوام از كون بزارم گفت نه درد داره گفتم ميدونم درد داره درآوردم كه از كون بزارم پشتشو كرد به من يه ذره به سر كيرم كرم زدم آروم فشار دادم تو كونش ديگه از درد بالشت گاز ميگرفت با حالت گريه گفت بكش بيرون
بنده خدا اولين بارش بود مثل اينكه از كون ميداد بلند شدم رفتم روي تخت دراز كشيدم اومد نشست روي كيرم و دوباره بالا پائين ميكرد ديدم داره آبم مياد بهش گفتم عمه آبم داره مياد گفت عيبي نداره يهو هر چي بدنم آب داشت ريخت تو كس عمم يه دو دقيقه شروع كرد به خوردن لبام سير نميشد از روم بلندش كردم گفتم بورو آبمو خالي كن گفت ما كه دو تا بچه از شوهر مرحوممون داريم يدونه هم از آقا آرش داشته باشيم مگه چي ميشه بلند شدم رفتم دستشويي يه اشكي ريختم حسابي اومدم بيرون خستگي داشتم ميافتادم ولي انگار عمه زري اصلا يه ذره هم خسته نشوده بود رفتم روي تخت دراز كشيدم اومد گفت دراز اينجوري نخواب فردا بچه هام بيدار ميشن زشته بعد دامنشو پوشيد لباس هاشو هم پوشيد اومد روي تخت منو بقل كرد و خوابيد از اون به بعد هرچند روز يه بار ميرم خونه عمه زري و يه يكساعتي با هم حال ميكنيم ولي هيچ كدومه اينا به اون شب نميرسيد شايد باورتون نشه ولي فرداي اونشب احساس كردم ديگه مرد شدم و وقته زن گرفتنمه
راستي سه تا سوال از بروبچه هاي اين سايت دارم اولا چجوري ما بايد اين كتاب رو بخريم دووما قيمتش چنده و ثالثا شما چرا انقدر دير به دير داستان هاي سايت رو آبديت ميكنيد جواب اين سوال ها رو خوشحال ميشم به من ميل بزنيد ممنون آرش
--------------------------------------


پاسخ:متاسفانه امکان جواب دادن به ایمیل نیست و فقط از عکس ها و داستان های ارسالی شما استفاده میکنیم و فرصت پاسخگویی نیست.امیدواریم خواننده ها حالشو برده باشن
بنابر اسم این صفحه تا الان 45 داستان سکسی روی سایت قرار داده ایم که هر هفته بر آن اضافه میشود
کتاب داستان های سکسی ایرانی که در بیش از 500 صفحه چاپ کرده ایم به علت کاغذ خیلی عالی که برای انتشار بکار برده شده است 27 دلار یا 25 هزار تومان است و میتوانید با پی پال یا کارت های اعتباری ویزا یا مستر کارت این کتاب را سفارش دهید.این کتاب در آمریکا چاپ شده و توسط پست برای شما ارسال خواهد شد.اگر آشنایانی در خارج از کشور دارید آدرس پستی آنها را بدهید خیلی بهتر است.آشنایانتان بعد از دریافت کتاب برایتان به ایران میفرستند
هزینه دانلود مستقیم کل این کتاب از روی اینترنت 11 دلار یا حدود 10 هزار تومان است
www.6ish.com
Top
Add favorite   Sexish New World Copyright ? 2006 6ish.COM All Rights Reserved. 6ish.COM Sexish Story Go To Top Of Page